عمم تو حموم



جهت سفارش تبلیغات با شماره در تماس باشید (ماهانه تنها....... تومان با بازدهی عالی)

ثبت تبلیغات لینکی در سایت تنها با ...... تومان در ماه
)مرطوب کننده ی قوی رو فراموش نکنید: این مهم ترین قسمت برطرف کردن خشکی پوسته. اگه این رو یادتون بره، بقیه ی زحماتتون هم از بین میره. هر بار که از حموم بیرون میاید، یا هر بار که تماسی با آب داشتید، از کرم مرطوب کننده استفاده کنید.
اگه پوستتون خشکه و اذیت
چند وقت پیش یه جا مهمونی رفتیم سر شام یهو دیدیم زن صابخونه هی سرفه میکنه و نفسش بالا نمیاد

همش داد میزند "فاضلاب,فاضلاب,فاضلاب"


ما همه نگاهمون رفت سمت دستشویی و حموم گفتیم حتما فاضلابشون زده بالا، خواستیم دربریم که یهو دیدیم شوهرش براش آب ریخت گفت بخور عزیزم!




نگو طرف داشت شوهرشو که اسمش "فاضل" بود صدا میزد که براش آب بریزه????

بدبخت غذا تو گلوش گیر کرده بود!
????????????
فان20|پست های فیسبوکی,اس ام اس,جوک,جک,جوک جدید,عاشقا
زندگی در دنیای اجنه(پارت5)
 
این اخرین قسمت داستانمه
 
و زمانیه ک دیگه از کارام خسته شدم و میخام برگردم و اما مشکلاته آدم شدنم
 
تو این قسمت تقریبا 17سالم شده بود
ی شب مثه بقیه شبا نشستم و احظارمو انجام دادم،اما یکم فرق داشت
خسته بودم ،هیچکیو دورم نداشتم و از کنار هر کی رد میشدم میترسیدن 
میخاستم تمومش کنم،میدونستم ک یا میمیرم یا نجات پیدا میکنم
 
موقعی جنو احظار کردم ،بهش گفتم ک دیگه نمیخام از زندگیم برین بیرون ،،ن تنها تو هم
مث همیشه اعصابم خورد بود...وسط راه از ماشین پیاده شدم رفتم اسی سبزمو تو پارک کشیدم سرحال شدم...رفتم حموم ریشمو زدم واسه خودم آهنگ میخوندم.....
مادرم اومد خونه...یکم پشت در مسخره بازی درآوردم بخندونمش ولی این بار نخندید...چشماش قرمز و پر اشک بود...چی شده؟؟؟
با حرص همه رو برام تعریف کرد...قضیه فامیلیه...صداشونو رو مادرم بلند کردن...میفهمی یعنی چی؟؟؟
-حرف نزن بیا بغلم...فعلا بیا بغلم
تنها کاریه که میتونستم براش بکنم
کارای دیگه ایم هس ولی این ک.ون لعنتی
یه دختر با کلی آرزو
امروز یکم زودتر از روزهای دیگه از خواب بیدار شدم و یه چرخی تو اینستاگرام و تلگرام زدم بعدش رفتم حموم بعدش موهامو خشک کردم و ناهار خوردم.
حدود ساعت 4 بعدازظهر نشستم و ادامه رمان یک بعلاوه یک رو خوندم.
شخصیت اصلی رمان های جوجو مویز همیشه دغدغه فکری دارن و در تلاشن برای بهتر زندگی کردن!
رمان رو ساعت 18:48 تموم کردم و من خوشحالم!
خوشحالم چون بهم انگیزه ای برای بهتر زندگی کردن میده،بهم امید میده!روزمرگی های یک دانشجوی حقوق
سلام امیرحسین هستم
 از استان قزوین
ما توی یه خونه زندگی میکنیم که خیلییی خیلی وحشت ناکه
مخصوصا طبقه ی بالایی که یه پیرمرد و پیرزن زندگی میکردن که فوت شدن. 
داستان این طوریه که این پیرزن همیشه با یه نفر به اسم نامشخص صحبت میکرده که کسی نمیدیدتش و همه فک میکردن که دیوانست
یه بار بابام به پیرزنه میگه تو دیوانه ای و پیرزن میگه امشب خواهی فهمید
شب همون روز یه دفعه صدای هزاران گربه تو حیاط به طور وحشت ناکی بلند شد که وقتی رفتم دیدم حتی یه گر
سلام.
من ترانه هستم از کرج.
خانواده پدری من اعم از عمو ها و پدرم به خصوص مادربزرگم همیشه درگیر این مسائل بودند.
پدرم تعریف میکرد فقط زمانی که نوجوون بوده،یکیو تو خواب میدیده که بش میگفته نماز بخونه وگرنه تو بیداری میاد سراغش،و الانم هر وقت نماز نمیخونه شبا تو خواب فریادای فوق العاده وحشتناکی میکشه و بعد از بیداری میگه همون بود فقط!
و هیچوقت زیاد توضیح نمیده چون به گفته خودش میاد سراغش‌.
و حالا بگذریم.
من اعتقاد به نماز و این مسائل ندارم،
یک روز یه مردی که خسته شده بود از کار زیاد.عصبی میشه و میگه خدایا چرا زنها بخوابن ، ما مثل خر کارکنیم ...!!????????بیا خوبی کن در حق ما و من بشم زن و زنم بشه مرد...! خلاصه میگذره و یه روز مرده از خواب بیدار میشه میبینه زن شده و زنشم مرد شده!!????????????????????قند تو دلش آب میشه و به زنه میگه: تو برو سرکار ،کارهای خونه بامن ...????????????????از اون به بعد مَرده بچه میبرده مدرسه، شبا تاصب بچه داری ونخوابی ، ظرف میشسته، غذا می پخته، لباس اتو میکرده، دستشویی و حموم رو می
دانلود رمان دستهایم حافظه دارند
دانلود رمان عاشقانه,دانلود رمان جدید,دانلود رمان
نام رمان : دستهایم حافظه دارند
نویسنده : رهایش*
حجم کتاب : ۹٫۷
تعداد صفحات : ۹۳۵
خلاصه داستان :
کنعان درگیر در مشکلات خانوادگی و مالی، اسیر گذشته و خاطره ی زخمی که به روحش آسیب رسونده، در اوج مشکلات هجوم آورده به زندگی حالش، فرصتی برای گریز از موقعیت خسته کننده ی زندگیش پیدا می کنه اما هر فرصتی فرصت مناسب نیست و هر راه گریزی، راه گریز یا شاید هم…. داستان ، د
تعبیر خواب تشت | تعبیرخواب تشت | tabire khab
تعبیر خواب تشت,تعبیر خواب تشت مسی,تعبیر خواب تشت آب,تعبیر خواب تشت لباس,تعبیر خواب تشت طلا,تعبیر خواب تشت روحی,تعبیر خواب دیدن تشت,تعبیر خواب لباس شستن در تشت,تعبیر خواب تشت حموم,تعبیر خواب حمام کردن در تشت
خواب تشت یکی از خواب های معمول است.اگر شما هم تشت در خواب دیده اید و دنبال تعبیر خواب تشت می گردید می توانید در این مطلب براحتی تعبیرخواب تشت را مطالعه نمایید و متوجه شوید تشت چه تعبیری دارد
تعبیر خوا
 
.اوهوم.. 
-خیله خب..بریم 
پشت سرش راه افتادم و وارد اتاقش که شدیم چراغ رو روشن کرد...همه چیز مرتب بود و انگار نه انگار دزد  
اومده...دستمو گرفت و روی تخت نشوند 
-بخواب منم برم یه دوش بگیرم 
-امم..بهتر نیست من روی کاناپه بخوابم؟؟ 
زبونشو توی دهنش چرخوند و با مکث گفت: 
-مشکلی نیست ولی کمرِ خودت اذیت میشه.. 
بعد حوله اش رو برداشت و رفت توی حموم...حالا باید چیکار می کردم؟؟یعنی ما روی یه تخت بخوابیم؟؟ 
داشتم کلافه میشدم...بلاخ
خواهش میکنم.حالا هم برو بذار بخوابم. 
این همه مهربونی اونم امیرحسین؟؟نه نه..اینا همش خوابه..امکان نداره با من این همه مهربون شده باشه.اون  
که از من بدش میومد.چی شد یه دفعه؟؟چه اتفاقی افتاد؟؟ 
شونه ای بالا انداختم و زیر لبی گفتم: 
-نه اون بچه ست نه تو.درسته که داره در حقت خوبی میکنه.ولی باید بیشتر مواظب رفتارت باشی نیاز.حواستو  
بیشتر جمع کن 
بعد از اینکه خیالم از بابت مادرجون.(بله مادر جون.وقتی پشت تلفن این کلمه از زبونم خارج ش
خواهش میکنم.حالا هم برو بذار بخوابم. 
این همه مهربونی اونم امیرحسین؟؟نه نه..اینا همش خوابه..امکان نداره با من این همه مهربون شده باشه.اون  
که از من بدش میومد.چی شد یه دفعه؟؟چه اتفاقی افتاد؟؟ 
شونه ای بالا انداختم و زیر لبی گفتم: 
-نه اون بچه ست نه تو.درسته که داره در حقت خوبی میکنه.ولی باید بیشتر مواظب رفتارت باشی نیاز.حواستو  
بیشتر جمع کن 
بعد از اینکه خیالم از بابت مادرجون.(بله مادر جون.وقتی پشت تلفن این کلمه از زبونم خارج ش
عدم سواد سیاسی مردم #
خوب سلام خدمت همراهان وبسایت امیدوار دوازده # امروز امده ام تا در مورد یک موضوع درد اور صحبت کنم و ان هم عدم سواد سیاسی  بعضی از مردم است #
معمولا در کشور ما از اتوبوس گرفته تا حموم های عمومی همه جا بحث سیاسی داریم و اصلا هم فرق نمیکنه طرف کارگر شهرداری باشه و یا نه اینکه استاد دانشگاه باشه#
و همه برای خودشون تحلیل هایی دارند و اون تحلیل ها هم صرفا از روی اطلاعات دریافتی از اطراف است بدون اینکه حتی از منبع این اطلاعات خب
Ecstasy….in the airشادی…توی هوائهI don’t care, can’t tell me nothingبرام مهم نیست،نمیتونی چیزی بهم بگیI’m impaired, the worst to wearمن خراب کردم،بدترین چیزها رو برای پوشیدن دارم
Cause…چون…
I’m going numb, I’m going numbدارم بی حس میشم،دارم بی حس میشم(Let the champagne smash, Let the man get cash)بزار شامپاین خورد بشه،بزار اون مرد پولش رو بگیره))I’m going numb, I’m going numbدارم بی حس میشم،دارم بی حس میشم(Let the champagne smash, Let the man get cash)بزار شامپاین خورد بشه،بزار اون مرد پولش رو بگیره))I’m going numb, I’m going numbدارم بی حس می
Ecstasy….in the airشادی…توی هوائهI don’t care, can’t tell me nothingبرام مهم نیست،نمیتونی چیزی بهم بگیI’m impaired, the worst to wearمن خراب کردم،بدترین چیزها رو برای پوشیدن دارم
Cause…چون…
I’m going numb, I’m going numbدارم بی حس میشم،دارم بی حس میشم(Let the champagne smash, Let the man get cash)بزار شامپاین خورد بشه،بزار اون مرد پولش رو بگیره))I’m going numb, I’m going numbدارم بی حس میشم،دارم بی حس میشم(Let the champagne smash, Let the man get cash)بزار شامپاین خورد بشه،بزار اون مرد پولش رو بگیره))I’m
منتظر جوابی از جانبش نشدم و قطع کردم..دوست نداشتم همکارام بفهمن دوباره ازدواج کردم.می خواستم  
این قضیه فعلا مخفی بمونه تا ببینم چی پیش میادهرچند که به نیاز گفته بودم فقط تا مدتی با هم زندگی می 
کنیم. 

خسته و کوفته رسیدم خونه.امروز یه روز خیلی سخت رو داشتم.کفشامو درآوردم و وارد خونه شدم.همه جا  
سکوت بود و تاریک. 
نمی دونستم الان خوابه یا بیدار.چون تا دیر وقت عملم طول کشید،مجبور شدم همون جا توی بیمارستان یه 
چیزی بخورم.یه
سلام دوستان عزیزم
امیدوارم حالتون خوب باشه
داداش رضا هستم…
میخوام تو این پست از ضرر های خودارضایی بگم…
چیزایی که میخوام بگم هم تجربه شخصی خودمه و هم بازخوردهای زیادی که تو طول این ۳ سال از شما دوستان عزیزم گرفتم
میخوام از ضرر های خودارضایی بگم که صد در صد اونایی که این عمل رو انجام میدن تک تک حرفای منو تایید میکنن
من در هر دو مسیر بودم…هم مسیر درست هم غلط… قشنگ میفهم تفاوت این دو مسیر رو
وقتی آدم خودارضایی میکنه فقط و فقط یه لذت ۳۰ ثانی
سلام شب بخیر 
دیروز وقتی از خواب بیدار شدم دست و صورتم رو شستم و صبحانه خوردم،اتاقم رو مرتب کردم و بعد زنگ خونمون رو زدن خواهرم رفت درو باز کرد و وقتی دیدم مادربزرگم به خونمون اومد تعجب کردم اخه شب گذشته حالش اصلا خوب نبود!!!
مادربزرگم ناهار خونه ما بود بعد از اینکه ناهار خوردیم برادرم برای امتحان به دانشگاه رفت یکم با مادربزرگم صحبت کردیم و فیلم نگاه کردیم و چای نوشیدیم بعد میوه اوردم و خوردیم حدود 3_4 ساعتی خونه ما بود اما چون سرش درد میکر
@xxLdfg
 
سلام بدون حرف اضافه میرم سراغ نوشتن داستان
 
من الناز هستم و عشقم  علی داستان سکس من با علی برراساس موش دیدن خخ
یه روز از مدرسه تعطیل میشدم ک یه موتوری افتاد دنبالم خلاصه خیلی سپیچ شد  تا در خونمون اومد  منم از ترس اینکه خانوادم نبینن شمارشو گرفتم بعد پیش خودم گفتم بهش نمیزنم دیگ خلاصه دیدم باز فردا بعد تعطیل شدن سر و کلش پیدا شد 
به هیکلش و قیافش ک توجه کردم دیدم پسر خوبیه از هیکلش معلوم بودکه ورزش کاره  چشای سیا ناز
@xxLdfg
 
سلام بدون حرف اضافه میرم سراغ نوشتن داستان
 
من الناز هستم و عشقم  علی داستان سکس من با علی برراساس موش دیدن خخ
یه روز از مدرسه تعطیل میشدم ک یه موتوری افتاد دنبالم خلاصه خیلی سپیچ شد  تا در خونمون اومد  منم از ترس اینکه خانوادم نبینن شمارشو گرفتم بعد پیش خودم گفتم بهش نمیزنم دیگ خلاصه دیدم باز فردا بعد تعطیل شدن سر و کلش پیدا شد 
به هیکلش و قیافش ک توجه کردم دیدم پسر خوبیه از هیکلش معلوم بودکه ورزش کاره  چشای سیا ناز
@xxLdfg
 
سلام بدون حرف اضافه میرم سراغ نوشتن داستان
 
من الناز هستم و عشقم  علی داستان سکس من با علی برراساس موش دیدن خخ
یه روز از مدرسه تعطیل میشدم ک یه موتوری افتاد دنبالم خلاصه خیلی سپیچ شد  تا در خونمون اومد  منم از ترس اینکه خانوادم نبینن شمارشو گرفتم بعد پیش خودم گفتم بهش نمیزنم دیگ خلاصه دیدم باز فردا بعد تعطیل شدن سر و کلش پیدا شد 
به هیکلش و قیافش ک توجه کردم دیدم پسر خوبیه از هیکلش معلوم بودکه ورزش کاره  چشای سیا ناز
نوشته های خنده دار و طنز -خنده بازار جدید


نوشته های خنده دار و طنز -خنده بازار جدید
نوشته های طنز و طنز روز که از سراسر فضای مجازی گلچین شده هست اکنون پیش روی شماست. 
قربون خدا برم هیچ توجه کردین میوه های بهار و تابستون همۀ
لختن یا لباس نازک تنشونه مانند توت فرنگی انگور البالو گیلاس زرد آلو
…اما میوه های زمستون کاپشن و اورکت پوشیدن مانند پرتقال و نارنگی،
لا مصب کیوی لباس پشمی پوشیده انار هم که دیگه پالتو چرم تنشه
 
طنز نوشته های کوتا
نوشته های خنده دار و طنز -خنده بازار جدید


نوشته های خنده دار و طنز -خنده بازار جدید
نوشته های طنز و طنز روز که از سراسر فضای مجازی گلچین شده هست اکنون پیش روی شماست. 
قربون خدا برم هیچ توجه کردین میوه های بهار و تابستون همۀ
لختن یا لباس نازک تنشونه مانند توت فرنگی انگور البالو گیلاس زرد آلو
…اما میوه های زمستون کاپشن و اورکت پوشیدن مانند پرتقال و نارنگی،
لا مصب کیوی لباس پشمی پوشیده انار هم که دیگه پالتو چرم تنشه
 
طنز نوشته های کوتا
نوشته های خنده دار و طنز -خنده بازار جدید


نوشته های خنده دار و طنز -خنده بازار جدید
نوشته های طنز و طنز روز که از سراسر فضای مجازی گلچین شده هست اکنون پیش روی شماست. 
قربون خدا برم هیچ توجه کردین میوه های بهار و تابستون همۀ
لختن یا لباس نازک تنشونه مانند توت فرنگی انگور البالو گیلاس زرد آلو
…اما میوه های زمستون کاپشن و اورکت پوشیدن مانند پرتقال و نارنگی،
لا مصب کیوی لباس پشمی پوشیده انار هم که دیگه پالتو چرم تنشه
 
طنز نوشته های کوتا
نوشته های خنده دار و طنز -خنده بازار جدید


نوشته های خنده دار و طنز -خنده بازار جدید
نوشته های طنز و طنز روز که از سراسر فضای مجازی گلچین شده هست اکنون پیش روی شماست. 
قربون خدا برم هیچ توجه کردین میوه های بهار و تابستون همۀ
لختن یا لباس نازک تنشونه مانند توت فرنگی انگور البالو گیلاس زرد آلو
…اما میوه های زمستون کاپشن و اورکت پوشیدن مانند پرتقال و نارنگی،
لا مصب کیوی لباس پشمی پوشیده انار هم که دیگه پالتو چرم تنشه
 
طنز نوشته های کوتا
زن جوان عمو 
اسمم حامده داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مال 15سال پیشه وقتی که من 16سالم بود اونموقع عموم تازه زن دومشو که هم خیلی جوون بودو هم خوشگل وتپل مپل بود گرفته بود اون اسمش رعنا بود واز عموم 20سال کوچکتر بود اون19سالش بود خوشگل و هیکل سکسی بود عموم برای اینکه اون تنها نباشه نزدیکی خونه ما براش خونه گرفته بود منم شبها که اون تنها بود با خواهرم میرفتم پیشش میخوابیدم که از تنهایی نترسه اخه عموم 2شب یه بار میومد پیشش ما باهم خیلی راحت
زن جوان عمو 
اسمم حامده داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مال 15سال پیشه وقتی که من 16سالم بود اونموقع عموم تازه زن دومشو که هم خیلی جوون بودو هم خوشگل وتپل مپل بود گرفته بود اون اسمش رعنا بود واز عموم 20سال کوچکتر بود اون19سالش بود خوشگل و هیکل سکسی بود عموم برای اینکه اون تنها نباشه نزدیکی خونه ما براش خونه گرفته بود منم شبها که اون تنها بود با خواهرم میرفتم پیشش میخوابیدم که از تنهایی نترسه اخه عموم 2شب یه بار میومد پیشش ما باهم خیلی راحت
زن جوان عمو 
اسمم حامده داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مال 15سال پیشه وقتی که من 16سالم بود اونموقع عموم تازه زن دومشو که هم خیلی جوون بودو هم خوشگل وتپل مپل بود گرفته بود اون اسمش رعنا بود واز عموم 20سال کوچکتر بود اون19سالش بود خوشگل و هیکل سکسی بود عموم برای اینکه اون تنها نباشه نزدیکی خونه ما براش خونه گرفته بود منم شبها که اون تنها بود با خواهرم میرفتم پیشش میخوابیدم که از تنهایی نترسه اخه عموم 2شب یه بار میومد پیشش ما باهم خیلی راحت
سرقت هنری ترانه و ملودی یکی مثله من از البوم در حال تدوین محسن روستا،توسط مسعود گلباشی

درود و عرض ادب خدمت تمامی عزیزانی که دارن این مطلب رو میخونن،، خواهشمندیم این مطلب را با حوصله و تا اخربخوانید. ماجرا از این قرار است که چندی پیش ما برای تبلیغات و جذب مشتری چند بیت و سورس و نمونه که در فروم سایت اف ال بیت گذاشتیم در همین حین یک ماکت بسیار مبتدی با یک بیت که جزو بیت های رایگان سایت ما بود و هست از ترانه یکی مثله من به اشتباه گذاشتیم!!! و به ط
اگه بخوام باهات رو راست باشم باید بگم که زندگی به شکل گریز ناپذیری سخته و این ربطی به جایی که هستی و جوری که زندگی می کنی نداره.من بهش میگم اصل بقای سختی. یعنی سختی از شکلی به شکل دیگه تبدیل میشه ولی  نابود نمیشه. برای همین هم تو یک زندگی خیلی خوب و عادی، جایی که هیچ کی به هیچ کی به خاطر عقایدش شلیک نمی کنه و همه چی آرومه؛ آدمهای زیادی مشت مشت قرص ضد_افسردگی می‌خورن که بتونن خودشون رو هر روز صبح از توی رختخواب بکشن بیرون . آدمهای پف کرده، آ
Search Results


طلاق بشرط یکبار حمام رفتن - دفتر وکالت 09121463248
vakiletehran.ir/index.php/archive/blog/80.../1450-hamam-raftan
 
Translate this page
Nov 8, 2016 - طلاق به شرط هفته ای یک بار حمام رفتن. من و مهشید چند ماه بود که به این نتیجه رسیده بودیم که تنها راهمون طلاقه. یعنی بیشتر من نمیتونستم تحملش ...

طلاق به شرط هفته ای یک بار حمام رفتن
www.tetabot.com/t/.../طلاق-به-شرط-هفته-ای-یک-بار-حمام-رفتن
 
Translate this page
Oct 19, 2016 - طلاق به شرط هفته ای یک بار حمام رفتن!. من و مهشید چند ماه
داستان سکس بامحارم|+18 - ایرانی اف - رز بلاگ - متفاوت ...

iranif.rozblog.com/post/320/داستان-سکس-بامحارم18.html


۲۲ آذر ۱۳۹۵ ه‍.ش. - نرگس آباده - داستان س*** - - نرگس آباده. ... من یه خواهر دارم به اسم نسیم که 18 سالشه. ... سکس با محارم (مخصوصا خواهر) لذتبخش ترین چیزیه که تو دنیا ...


داستان سکس بامحارم|+18

dl.rzb.h5h.ir/post507619.html



Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم - صفحه 81 - . ... سکس با خواهرم تو حموم سلام من داود هستم و 18 سالمه یه خواهر هم دارم اونم 20 سالشه ما تو یه خونه ی 150 متر
مورد داشتیم دختره رفته شیرینی فروشی گفته یه جعبه شیرینی میخوامیارو گفته چند کیلویی؟ … دختره گفته 45 کیلو ام ولی رژیم گرفتم لاغر شم میگن شیرینی فروشه رفته تو یخچال نشسته میگه من شیرینی ناپلئونیم….!!********** اس ام اس خنده دار و جوک **********
 
توﮐﺎﻓﯽ ﺷﺎﭖ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﯾﻪ دختره ﺍﻭﻣﺪ ﮔﻔﺖ ببخشید ﺷﻤﺎ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﺪ؟!یه پوزخند زدمو یه کام محکم از سیگار گرفتم با یه صدای خسته گُفتم :ﺧﯿﻠﯽ ﻭﻗﺘﻪ…ﮔﻔﺖ ﭘﺲ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﺭﻭ ﺑﺒ
دقت کردین هنگامی که دارید با کامپیوتر یا اکس باکس یا…… فوتبال بازی می کنید گزارش گری هم می کنید. اجب حالی داره. من خودم هم یکی از بهترین گزارشگر های این رشته ام…….
.
.
.
.
میگماین چیزای که تو تبلیغات یخچال نشون میدن که یخچال پره اصن امکان داره؟ نه واقعا امکان داره؟ یخچال من تبلیغات  دوباره من
.
.
.
.
رفتم دکتر میگم مفاصل دست راستم درد میکنه! میگه: وی چت رو از رو گوشیت آن اینستال کن! اصن یه وضعی
.
.
.
.
اولین جمله ای که ما در اول
عکس آقای خامنه ای

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

برای ورود به کانال الگرام ما کلیک کنید